مجموعه روضه و سینه زنی تصویری محرم (ویژه موبایل)
مجموعه مداحی تصویری ویژه موبایل از مرحوم کوثری، محمود کریمی، سید مهدی میرداماد، مهدی سلحشور و نزار قطری تقدیم به کاربران عزیز
27 قطعه - دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب را بخوانید.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شخصيت شناخته شده سيدالشهداء
شامل : زندگانى و بررسى شخصيت و نهضت اباعبدالله الحسين عليه السلام و مظلوميت اسلام و اهل بيت در زمان حضرت
عوامل مؤ ثر در پيروزى نهضت سيدالشهداء
براى موفقيت يك نهضت در اهداف خود مى بايد پنج مساءله بطور كامل رعايت شود، و طبعا براى شناخت عظمت نهضت سيدالشهداء عليه السلام و موفقيت قيام آن حضرت ، اين پنج امر بايد به دقت بررسى شود.
1 - رهبر قيام و شخصيت او، يعنى شناخت سيدالشهداء روحى فداه
2 - هدف قيام و انتخاب زمان شايسته و موقعيت مناسب
3 - دشمن رو در رو يعنى يزيد ابن معاويه
4 - كيفيت نهضت و مظلوميت سيدالشهداء
5 - عوامل مؤ ثر در پى گيرى بهره مندى از نتايج آن ، يعنى زنده نگه داشتن عاشورا
1 - سيدالشهداء رهبر بى ترديد نهضت عاشورا
در هر نهضتى مى بايست ، شخصيت اول و رهبر آن ، فردى باشد كه نه تنها داراى هيچ نقطه ضعفى نباشد، بلكه مى بايد داراى امتيازات و خصوصيات علمى و روحى بلند نيز باشد، چرا كه يك قيام احتياج به شور و عشق و هيجان دارد، و اين هيجان و فداكارى ، به وسيله فرد عادى و يا شخصى كه داراى نقاط ضعف باشد ايجاد نمى شود، معمولا در هر نهضتى حزب حاكم سعى مى كند تا از مخالفين خود مخصوصا رهبر نهضت ضعفى ببيند و آن را بزرگ كند، مخصوصا در انقلابهاى مكتبى كه بايد پايدار بماند.
اما در نهضت حسينى ، دشمن اين آرزو را به گور برد، چرا كه سيدالشهداء داراى آنچنان شخصيت روشن و بى ترديدى بود كه حتى براى مخالفين او نيز همچنانكه خواهيم گفت ، ابهامى در آن وجود نداشت .
اينكه به نمونه هائى از روزنه هاى شخصيتحضرتش توجه مى كنيم .
اهل بيت پيامبر راهنمايان ملائكه بوده اند
خلقكم الله انوارا و فجعلكم بعرضه محدقين حتى من علينا بكم
آنچه از روايات متعدده استفاده مى شود اين است كه خداوند متعال انوار مقدس حضرت رسول و ائمه اطهار عليهم السلام را مدتها قبل از خلقت تمامى موجودات ، آفريده است .
آن انوار مقدسه بصورت اشباحى در آن عوالم به تسبيح و تقديس حضرت حق جل و علا مشغول بوده اند،
به گونه اى كه ملائكه مقرب الهى از اين انوار پاك تسبيح و تقديس الهى را فراگرفته اند، و در اين ميان نور مطهر پيامبر اكرم و حضرت امير عليهماالسلام منبع و سرآغاز، ساير انوار و نورالانوار بوده است .
ابوحمزه ثمالى گويد: حضرت على ابن الحسين عليهماالسلام فرمود: خداوند عزوجل محمد و على و يازده امام را از نور عظمت خويش بصورت ارواحى در شعاع نور خويش خلق نمود، ايشان قبل از آفرينش مخلوقات به عبادت و تقديس و تسبيح خداوند عزوجل مشغول بودند و اين عده همان هدايت كنندگان و پيشوايان از آل محمد هستند. كه درود خداوند بر همه آنها باد. (1)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسين در سراپرده عرش ، خداى را تسبيح مى گفتيم ، و به دنبال تسبيح ما بود كه فرشتگان تسبيح مى گفتند (2) الحديث
حديثى جالب در ابتداى خلقت اهل البيت عليهم السلام
شخصى بنام فيضة ابن يزيد جعفى گويد: نزدامام صادق عليه السلام رفتم ، ديدم سه نفر از اصحاب حضرت ، پيش حضرت ، حضور دارند، سلام كردم و نشستم ، آنگاه عرض كردم : اى پسر پيامبر من براى استفاده به محضر شما آمده ام ، حضرت فرمود: بپرس اما كوتاه عرض كردم :
ادامه مطلب را بخوانید.
در روایات آمده است که امام حسین علیه السلام فرمودند : انا قتیل العبرات ( من کشته اشک چشم هستم ) . معنای عبارت ثقیل به نظر می آید که در تفسیر آن سه وجه محتمل است :
1 – شایسته است که فقط در همه مصائب ، بر ابا عید الله الحسین علیه السلام گریه نمود . در روایات آمده است حتی وقتی بر مردگان گریه می کنید حضرت حسین علیه السلام را مد نظر بیاورید تا در ثواب گریه بر ایشان شریک بوده و از سفره پر فیض ایشان بی بهره نمانید .
شخصی آمد محضر یکی از امامان معصوم و از ایشان سوال نمود :
من در مصائب امام حسین گریه ام نمی آید ، آید می شود خود را با یاد اموات منقلب ساخته و برای ایشان گریه نمایم ؟ آیا در ثواب گریه شریک هستم ؟
ایشان فرمودند : مانعی ندارد و در ثواب گریه شریک هستی
2 - در تشکیلات اباعبدالله در قبال گریه بر امام حسین علیه السلام بی حساب و کتاب اجر می دهند و گریه بر ایشان باعث بوجود آمدن صفت رحمت و رقت در قلوب است که این نیز از اسباب تقرب به خداست و گریه بر ایشان آثار فراوانی دارد که یکی از آنها برائت از آتش دوزخ است . پس خداوند به واسطه ی گریه بر ایشان افراد زیادی را از آتش دوزخ رهائی می بخشد .
3 - بسیاری از مشرکین با دستان پر خیر و برکت امیر مومنان علی علیه السلام به درک واصل شده بودند . در جنگ بدر ، احد و... بسیاری دیگر از جنگها .
ابا عبد الله می فرمایند : من بواسطه اشک هائی که دشمنان دین در غم از دست دادن کفار ریختند به شهادت رسیدم . این جمله بدین معناست که :
بغض نسب به علی بن ابیطالب بواسطه به درک واصل شدن کفار ( از بنی امیه ) به دست علی بن ابیطالب باعث شد که کسانی که از روی نفاق اسلام آورده بودند ، کمر به قتل حسین بن علی و خاندانش ببندند . و یزید لعنة الله علیه از نوادگان هند جگر خوار از سلسله همین افراد است .
این جمله در تاریخ مشهور است که لشگر دشمن در روز عاشورا به حسین بن علی – علیهما السلام - گفتند : ما به خاطر دشمنی با پدر تو با تو می جنگیم .
4 – چون ظلم در زمان یزید به حد اعلای خود رسید و علنی به دین و شخصیت افراد اهانت صورت می گرفت( تا جائیکه مردم مسلمان می بایست در غم از دست دادن میمون یزید لباس سیاه بر تن کنند و در سه روز عزای عمومی اعلام شده از جانب یزید ؛ به عزاداری مشغول شوند) گریه های مردم مظلوم بلند شد که خدایا فریاد رسی را برسان تا ما را از دست این نا نجیب نجات دهد ؛ این گریه ها باث شد که ابی عبدالله قیام نمایند و قیام ایشان منجر به شهادت آن بزرگوار گردید.
لازم به ذکر است که شرح این فراز در این مختصر نمی گنجد . امیداست این مختصر گرهگشای اذهان جویای حقیقت در شرح این فراز بوده باشد
| ||
ادامه مطلب را بخوانید.
:: هر کس خدا را بپرستد و خق بندگی او را بجای آورد , خداوند به او بیش از آنچه می خواهد می رساند .
:: اگر سه چیز نبود , هرگز فرزند آدم سر تسلیم فرو نمی آورد : فقر و نیازمندی , بیماری و مرگ .
:: اسقاط تدریجی خدا بر بنده خود , این است که تمام نعمتها را بر او می بخشد و شکر و سپاس را از او می گیرد.
:: بخیل کسی است که در سلام کردن بخل ورزد. نيز می فرمایند : به کسی که سلام نداده اجازه صحبت ندهید.
:: کسی از نظر مقام و منزلت بزرگوارتر است که به زرق و برق دنیا در دست هر که باشد ارزش قائل نشود.
:: هر کس از کار فرو ماند و راه تدبیر بر او بسته شود , کلیدش مداراست.
:: بپرهیز از کاری که برای آن ناچار به عذرخواهی شوی . زیرا مومن نه بدی کند و نه پوزش طلبد ولی منافق هر روز بدی می کند و عذر می خواهد .
:: خداوندا مرا با احسان خود , فزون طلب منما و با بلا و گرفتاری ادب مکن.

فلسفه قيام ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) را در سخنان آن حضرت در آغاز حرکت از مدينه و موضعگيريهاي ايشان در برابر حوادثي که در منزلگاههاي ميان راه روي داده است ميتوان يافت .
امام حسين(عليه السلام) هدف خروج از مدينه را در وصيتنامهاش چنين بيان ميکند:
«... و جز اين نيست که براي اصلاح در ميان امت جدم خارج شدم. ميخواهم امر به معروف و نهي از منکر کرده و به راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علي (عليه السلام) رفتار نمايم .
دانلود نوحه با صداي مداحان اهل بیت (ع):
دانلود - نوحه جانسوز شب عاشورا با موزیک - آهنگران
دانلود - نوحه هله عشاق جگر سوخته نام حسین(ع) - آهنگران
دانلود - نوحه علی اصغر لاله باغ رسول با موزیک - آهنگران
دانلود - نوحه صبا خیز و بگذر به دشت بلا با آهنگ - آهنگران
دانلود - نوحه ز ره رسیده شبای ماتم تو با صدای مهدی اکبری
دانلود - نوحه دل از غم بریه محیط سروریه با صدای اکبری
دانلود - نوحه ای زینت دوش نبی از این سفر بگذر برو با صدای اکبری
دانلود - نوحه دوباره فصل غم اومد با صدای مهدی اکبری
دانلود - نوحه ابوالفضل ساقی طفلان حسین (ع) با صدای محمود کریمی
دانلود - نوحه این حسین کیست با صدای سید جواد ذاکر
دانلود - نوحه با صدای محمود کریمی - به دلم برات شده ...
دانلود - نوحه در کربلای دیدگانش با صدای محمود کریمی
دانلود - نوحه گوش بکنید داره میاد با صدای مرحوم ذاکر
دانلود - نوحه وای گر هجران آید به میان با صدای محمود کریمی
دانلود - نوحه زیر باران سنگ سنگدلان ... با صدای محمود کریمی
دانلود - نوحه ای برادر جان خواهر با صدای محمود کریمی
دانلود - روضه حضرت مسلم (ع) با صدای حاج مهدی اکبری
دانلود - نوحه ویژه محرم با صدای محمود کریمی
دانلود - نوحه میره به سوی صحرا تابوت ولی الله - میرداماد
دانلود - نوحه سکوت تلخ وقت دل بریدن با صدای کریمی
دانلود - نوحه آسمون دلم تیره و تاره با صدای کریمی
دانلود - نوحه از آسمون کوفه بارون غم می باره - کریمی
دانلود - نوحه زبانحال حضرت زینب با امام حسین (ع)
پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com
لينک منبع
|
محمود کريمي |
از کوچيکيم تا به حالا |
![]() | ||
|
محمود کريمي |
بميرم سرت چون سر پدرت شد |
![]() | ||
|
محمود کريمي |
يا ابو فاضل ، يا عباس |
![]() | ||
|
محمود کريمي |
وقتي دلم پر مي زنه تو صحن |
![]() | ||
|
محمود کريمي |
سري به نيزه بلند است |
![]() | ||
|
محمود کريمي |
خوشم که در دو دنيا |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
شب جمعه که مي شه دل منو تنها |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
علمدار علمدار علمدار |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
ديوانه ، ديوانه مي رفتم قلندري |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
نسيمي جان فزا مي آيد |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
در خون برادر من |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
ديدن کربلاي تو اگه يه روزي پا بده |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
ذليل محضرت مي شم |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
داني که چرا آب فرات |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
اين دل رميده من در انتظار |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
بين همه جا عشق دل ما |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
از همون روزائي که يادم دادن |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
اين دل رميده من در انتظار حرم يار |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
دلم بهونه مي گيره |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
به ابي انت و امي |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
جايي که دلم پر زد و برنمي گرده |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
ابي عبدالله يا ثارالله |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
بده ساقي مي نابي |
![]() | ||
|
عبدالرضا هلالي |
رسم به والله تو ناز يتيم مي خرن |
![]() | ||
|
سعيد حداديان |
دلم اسير نام حسين |
![]() | ||
|
سعيد حداديان |
انا قتيل العبرات |
![]() | ||
|
حسين حداديان |
بوي سيب و حرم حبيب |
![]() | ||
|
حسين حداديان |
چشمهاي قشنگ عباس |
![]() | ||
|
سيب سرخي |
باب الحرم ، باب الحسين حرم |
![]() | ||
|
سيب سرخي |
ذکر يا حسين ما دنيا رو برهم مي زنه |
![]() | ||
|
سيب سرخي |
حسين ، واي حسين |
![]() | ||
|
اکبري |
هر کس به کسي نازد |
![]() | ||
|
اکبري |
حسين يا حسين |
![]() | ||
|
اکبري |
اگه ديوانه نديدي |
![]() | ||
|
بني فاطمه |
حسين واي |
![]() | ||
|
قدمي |
حسين ، حسين آقام |
![]() |
جلسات قبل صحبت روي گرايشهاي فطري بود و گفتيم : خدايي كه با فطرت و دل ، لمس مي شه ، در حقيقت ديده و احساس هم خواهد شد و همين خداست كه امام علي (ع) رو اين گونه به خضوع وادار مي كنه و همين خداست كه در ميان ما غير معصوم ها ، بندة واقعي مي سازه . بنده هاي مخلِص و بنده هايي كه عاشق هستند و عبادتشون ، عبادت احرار است .
خداي كتابي و منطقي ، بنده ها و عبادي رو مي سازه كه عبادتشون ، يا عبادتِ تُجاره ، يا عبادت ترسوها و يا عبادت طمع كاران . البته خداوند ( خداي واقعي ) اينها رو هم تحويل مي گيره اما عبادت احرار يه عبادت ديگه است . شايد بپرسيد چه لزومي داره كه ما موشكافانه به خداوند بپردازيم ؟ با همون عبادت تُجار هم مي شه به بهشت رفت ، با همون عبادت طمع كاران و ترسوها هم مي شه به بهشت رفت و از جهنم فرار كرد . اين عبادت احرار كه اميرالمؤمنين (ع) بهش افتخار مي كنه و توصيه مي كنه ، چه سودي براي ما داره ؟ در اين جلسه به اين موضوع مي پردازيم . انشاءالله .
اولاً از نظر معنوي ، خيلي وقتها كه يه ارتباط عاطفي با خداوند برقرار مي كنيم دنبال مزد نيستيم . همون طوري كه وقتي به خلايق محبت مي كنيم ، دنبال محبت ديدن نيستيم . مادران وقتي توي خونه به فرزندان محبتي مي كنند ، علم دارند و يقين مي كنند كه فرزند نمي تونه اين محبت رو جبران كنه ، پدران براي فرزندان زحماتي مي كشند كه يقين دارند اين فرزند نمي تونه اين زحمات رو جبران كنه . پس چرا اين كار رو مي كنند ؟
همه اين محبت ها بدليل غريزه اي هست كه خداوند در ما قرار داده ، تحت عنوان ” غريزه محبت كردن ” كه اگر انسان فقط محبت ببينه ، دلزده و افسرده مي شه و حتي اونهايي كه در زندگي شون فقط محبت مي بينند نهايتاً به خودكشي مي رسند و به يأس ، پوچي و نااميدي . چون نياز دارند خودشون هم محبت كنند . و اين غريزه هم از نوع مجازي شروع مي شه تا به حقيقي مي رسه . يعني اگر ما فقط به خلايق محبت كنيم ارضاء نمي شيم مگر اين كه به حقيقت ، يعني خداوند مطلق هم محبت داشته باشيم و اينجا اون عبادت احرار خودش رو نشون مي ده . همون عبادت عاشقانه . پس يكي ديگه از راههاي فطري كه ما رو به خداوند مي رسونه اين هست كه بدونيم در ما غريزه محبت كردن هست . هم مجازي و هم حقيقي و اين كه ، اين غريزه هم بايد ارضاء بشه .
ادامه مطلب را بخوانید.
خداوند تبارك و تعالي در آيه شريفه قرآن براي يك عده از مردم عبارت ” ذرهم في خوضيهم يلعبون ” را بكار مي برد . اين آيه شريفه ، يه عبارت تحقير آميزه كه مي گه : ولشون كن و بگذار در خَوض خودشون بازي كنند . خَوض يا خواض بر وزن ” غواص ” دقيقاً كلمة مقابل غواص هست . خواض يعني كسي كه خودش رو به دل مشغولي هاي فريبكارانه اي مشغول كرده و خودش رو فريب مي ده .
خواض هاي عالم خيلي زياد هستند :
عده اي در شهوات ، خواض هستند ، يعني اينقدر در درياي شهوتها غوطه ور مي شن كه فراموش مي كنن ، اصلاً در دنيا چيز ديگه اي هم وجود داره . متأسفانه وقتي كه بلاي شهوت مي ياد ، علم و منطق و حكمت و حتي ديد انسان رو از بين مي بره . در بحث متافيزيك ، يكي از موانع چشم سوم ، شهواته . البته شهوت فقط مانع چشم سوم نيست . بلكه كور كننده دو چشم ديگة انسان هم هست . اصلاً فرد نمي بينه . حتي اگر همون لحظه فرد رو كناري بكشي و ازش سؤال كني ، عقلش جواب خلاف كاري كه الان مي كرد رو مي ده . ولي نمي بينه . لذا امام صادق (ع) فرمودند : دلي كه بر آن شهوت حاكم است ، حكمت نمي پذيرد . ” پس يكي از خواضها كساني هستند كه در درياي شهوت غرق شده اند . تمام مسائل زندگيش رو رها كرده و فقط و فقط در پي ارضاء شهواته . شهوات به معناي عام . خور و خواب و خشم و . . .
نوع دوم خواض ها كساني هستند كه در درياي علم گم مي شن . اين همون علمي هست كه امام (ره) در اربعين حديث مي فرمايند : ” العلم هو الحجاب الاكبر ” علمي كه حجاب بزرگ هست ، اين علم اگر نباشه بهتره . اينقدر خودش رو توي كتاب گم كرده كه ديگه يادش رفته توي دنيا چيزي غير از مطالعه و كتاب هم هست . اينقدر توي همين رشته اي كه الان هست غرق شده كه فراموش كرده تمام درسها عالم ، روي هم ، يك قطره از علم الهي هم نيست . به سمت علم الهي بريد ، به معرفت نفس هم بپردازيد .
ادامه مطلب را بخوانید.
قسمت سوم از بحث خداشناسي رو در خدمتتون هستيم . در دو جلسه قبل پيرامون خداي عقلي و خداي فطري صحبتهايي شد و گفتيم برخي وقتها خدايي كه ما داريم ، خدايي نيست كه در زندگي ما حاضر و ناظر باشه و خدائيست مخصوص كتابها و جزوات و احياناً مخصوص بعضي از لحظات خوب و معنوي ما ، لذا گفتيم كه بيايم يه خدايي رو پيدا كنيم كه در زندگي ما مؤثر و مفيد باشه ، در بحث امشب نگاهي خواهيم داشت به خداياني كه در جامعه وجود دارند .
مي گن : اگر مي خواي يه چيزي رو پيدا كني ، چيزهايي كه با اون مشابه هست رو بشناس و كنار بگذار ، خود به خود پيدا مي شه . اون كسي كه كه طلاي بدلي و گوهر بدلي رو مي شناسه هيچ وقت سرش كلاه نمي ره و هيچ كس نمي تونه يه گوهر بدلي رو بهش غالب كنه و بگه اين گوهر واقعيه ، لذا قبل از اينكه ما خداي واقعي رو بشناسيم بذاريد خداي خيالي رو بشناسيم . خُب در طول تاريخ بشريت خدايان خيالي زيادي وجود داشته و از اين جا ما به يك نتيجه مي رسيم و اون هم اينه كه بشر جوري خلق شده كه دنبال خدا مي گرده . يعني هميشه مردم دنبال يه چيز عظيمي مي گشتند كه بهش توسل كنند چون خودشون رو كم مي ديدند ، در حقيقت ، در ذات و فطرت ما به دنبال تكيه گاه گشتن ، نهادينه شده . يعني ما اگر كه حتي پيغمبر نبود و حتي اگر در عصر حجر هم به دنيا اومده بوديم ، دنبال يه تكيه گاه مي گشتيم ، براي اينكه مي گفتيم آقا من تنهايي نمي تونم . و اين به تنهايي نتوانستن ، يكي از نكات خيلي خوب زندگي ماست . و الزاماً نمي شه بگيم اوني كه به خدا نرسيده به خداي خيالي رسيده .
خيلي وقتها مردم به دليل دسترسي نداشتن به پيامبر ، بت مي پرستيدند اما منظورشون بت نبود ، منظورشون اون چيزي بود كه كسي بهشون معرفي نكرده بود . پس فطرت انسان دنبال يه چيزي مي گرده كه بزرگ باشه . لذا وقتي به خورشيد نگاه مي كردند و به نظرشون بسيار بزرگ مي يومد ، در مقابلش به سجده مي افتادند . شب تعداد زياد ستارگان رو مي ديدند به سجده مي افتادند ، دريا رو مي ديدند به سجده مي افتادند . فلان حيوون قوي رو مي ديدند به سجده مي افتادند ، در طول تاريخ ما از اين خداها زياد داشتيم . همين الان هم انواع و اقسام خدا در جهان وجود داره . همين الان هم طبق آماري كه اعلام شده ، فقط در هند ، حدود سه هزار و خورده اي خدا پرستش مي شه . ( هنديها 3 هزار و خورده اي فرقه هستند . هر كسي يه خدايي داره . )
ادامه مطلب را بخوانید.
دومين قسمت از بحث خداشناسي رو در خدمتتون هستيم . در قسمت اول مقدمه اي تحت عنوان جهانبيني و انواع جهان بيني ، عرض كرديم . و گفتيم كه نگرشهاي مردم به دنيا ، در خدا شناسي شون خيلي مهم هست . از بحث قبلي چند نكته جامونده كه الان خدمتتون مي گم . و بعد وارد مبحث خداشناسي مي شيم .
گفتيم كه تعريف جهان بيني در يك عبارت عاميانه عبارت است از : نوع نگاه مردم به دنيا . دنيا رو چگونه مي بينند ؟ اين خيلي براي مردم مهم هست . اينكه دنيا گذرگاه هست يا نيست ؟ دنيا پل هست يا نيست ؟ دنيا باقيه يا فاني ؟ دنيا اصلاً بدرد مي خوره يا نه ؟ چه چيز دنيا خوبه و چه چيزش بده ؟ تا ما نتونيم به دنيا كه مخلوق اعظم خداوند هست ، (مخلوقي كه حداقل ما در اون ، در حال زندگي كردن هستيم ) خوب نگاه كنيم نمي تونيم خالق رو خوب بشناسيم . اين خيلي لازم هست . لذا اين عنايت رو داشته باشيد كه وقتي ما مي گيم : ” جهان بيني ” ، يعني : از دنيا به خدا رسيدن . براي اينكه به خدا برسيم و خدا رو بتونيم بشناسيم ، بايد به دنبال وسايل اين شناخت باشيم . مثلاً ما مي خوايم شهر شيراز رو بشناسيم ، مي ريم نقشه اش رو پيدا مي كنيم ، نقشه ، ابزار شناختن شهر هست ، يا با ماشيني شهر رو مي گرديم ، اين هم يك نوع ابزار هست ، براي رسيدن به خداوند هم ما يك جور ابزاري نياز دارم به اين هم مي گيم : ” جهان بيني ” .
ما مي خوايم ببينيم ، مي شه خداوند رو با ابزارهاي علمي شناخت ؟ آيا در علم چيزي براي خداشناسي پيدا مي شه . آيا يك عالم با ديدگاه علميِ صرف ، مي تونه به خدا برسه ؟ آيا علم ما اونقدر قدرت پيدا كرده كه بتونيم با استفاده از اون خدا رو بشناسيم ؟
يه سوال : بيماري به نام سارس در جهان متداول شده ، همه موندند كه اين سارس چطوري مي ياد ، چطوري مي ره ؟ اصلاً اثراتش چيه ؟ چه برخوردهايي بايد باهاش انجام بديم ؟ يعني علم ما هنوز اندازة بيماريهاي بدن ما توانايي نداره . اگر يه بيماري جديدي بياد همه مي مونند كه چكار كنند . بيماري هايي هم هست كه هنوز غير قابل علاجه ، ( سرطانها و بيماريهاي ديگه ) علم ما هنوز قدرت اين رو نداره كه بتونه بدن ما رو سالم نگه بداره .
ادامه مطلب را بخوانید.
بحثي كه از امشب مي خوايم شروع كنيم يه بحث اعتقادي و كلامي ، تحت عنوانِ شناخت خداوند هست . خُب يكي از مشكلاتي كه ما در مسير خوب بودن ، بالا رفتن و تعالي داريم اين هست كه بعضي وقتها به سمت خدايي مي رويم كه اين خدا رو فقط شنيديم و دقيقاً نمي شناسيم . بحثي كه انشاءالله تحت عنوان شناخت خداوند شروع مي شه يه بحث كلامي ، عاطفي ، عقلاني ، اخلاقي ، نفساني و در حقيقت يه بحث تلفيقي هست . يعني من الان كلاس اثبات وجود خدا نمي خوام بگذارم .
گاهي مي بيني يه نفر ، دو سال ، 5 سال ، مشكلي داره ، بعد كه باهاش صحبت مي كني مي بيني تمام اين مشكل از اينجا نشأت مي گيره كه يه دونه از صفات خداوند رو خوب نشناخته . بعد كه خوب براش توضيح مي دي يا حتي از خودش سؤال مي كني ، جوابي كه بهت مي ده جواب اين دو سه سال خودش هست . مثلاً خيلي وقتها شخصي كلي تو زندگيش درگيري داره . بعد كه مي شيني صحبت مي كني و براش اثبات مي شه كه خدا مهربونه ، مي فهمه تو اين دو ، سه ساله نسبت به خداوند چقدر سوء تفاهم داشته . آخه خدا با تو به اين كوچولويي ، مي تونه لج كنه ؟! اصلاً براي تو خدا مهمه ؟ يا فكر مي كني خداوند تبارك و تعالي كمتر از مادرت در حقت مهربونه ؟ مگر خبر نداري كه رحمت مادرت نشأتي از رحمت خداست ؟ مگر كسي مي تونه همچين حرفي بزنه كه مادرم براي من از خدا مهربونتره ؟ رحمت مادرت جلوه اي از رحمت خداست . بعد كه اينها براش جا مي افته ، مي فهمه مثل اينكه جدي تا الان اشتباه مي كرده . اين رو كه دارم مي گم براي اين هست كه ضرورت شناخت خدا در زندگي برامون جا بيفته .
ادامه مطلب را بخوانید.

عید ولایت بر منتظران ظهور ولی و حجت خدا (عج) مبارک و تهنیت باد.















